
نعنا اثری از نعنا
«سرم گیج میرفت که از روی صندلی افتادم و از حال رفتم. صدای داد شایان رو همراه با گریهاش میشندیم که از پشت شیشه داشت زمین و زمان را بهم میدوخت. کسی از بازوم گرفته بود تکونم میداد و فریاد میزد دیگه نفهمیدم چی شد. چشمم رو که باز کردم زیر سرم بودم. یزدان و فرحنازم کنارم بودن. تو درمانگاه زندان بودیم. سرم تموم شد و منو کشون کشون بردن بیرون زندان. کنار جدول نشستم. آه می کشیدم و گریه می کردم. فرحناز هم دست کمی از من نداشت. علی کنارم نشست و شالی که از سرم افتاده بود رو آروم سرم کرد و موهامو زیر شال داد تا مرتب بشن. بعد آروم گفت ببین مرضیه حال منم بهتر از تو نیست. داغونم داغون میفهمی همبازی بچگیم برادرم رفیقم همه کسم داره می میره و من نمی تونم کاری کنم. تو دیگه اینطوری نکن. شایان همه فکرش شده تو. فقط میگه مرضیه ...»
آنچه میخوانید بخشی از رمان «نعنا» به نویسندگی خانم «مرضیه بیگی (نعنا)» است که «انتشارات ارشدان» آن را چاپ و منتشر کرده و در دسترس مخاطبان نوجوان تا کهنسال و علاقه مند به رمان های ایرانی قرار گرفته است. نویسنده عنوان می دارد که تمامی وقایع، تاریخ، زمان ها و مکان ها و تمامی شخصیت ها در این داستان ساخته ی ذهن نویسنده بوده و هرگونه تشابه اسمی و ظاهری در این کتاب را کاملاً اتفاقی می داند. وی میگوید: هیچ چیز در این داستان واقعی نیست.
درباره نویسنده
خانم مرضیه بیگی در تاریخ چهارده بهمن هزار و سیصد و هفتاد و سه متولد شده و ساکن همدان است. او دارای مدرک کارشناسی در زمینه مددکاری اجتماعی بوده و به عنوان راننده اسکانیا و مترجم زبان اشاره مشغول به کار می باشد. ایشان از سفر، ورزش و موسیقی به عنوان سرگرمی مورد علاقه خود نام می برد و به ورزش های بدمینتون و کاردیو وپتانک نیز علاقه مند می باشد. وی خواندن کتاب «جز از کل» اثر استیو تولتر، «زندگی در پیش رو» اثر رومن گاری و «محکم در آغوشم بگیر» از سو جانسون را برای مطالعه به مخاطبان پیشنهاد می دهد.