
شعرهایی در پسِ تازیانههای نبودنت
«به سوی تو می آیم
ای یادگار روزهای خوشی ام
می دانم که تو نیز در میان من نشسته ای
با من می خندی و می گریی
آری تو در جان من، خانه کرده ای
و من سرمست از حضور سبزت
منی که جامانده از توام
جا مانده از آغوشت
جا مانده از گرمای دستانت
جا مانده ام»
شعری از کتاب «تازیانه های نبودنت» را می خوانید که سراینده ی آن خانم «مریم فولادی نژاد» می باشد و کار چاپ و نشر آن به عهده ی «انتشارات ارشدان» بوده است. این مجموعه شامل دلنوشته های متعددی در قالب اشعار نیمایی و سپید است که خواندن هر کدام از آن ها بی شک به دل خواننده خواهد نشست و او را با خود همراه خواهد ساخت.
درباره مولف:
خانم «مریم فولادی نژاد» در تاریخ دوازده تیر هزار و سیصد و شصت وهفت در مشهد متولد شده است و هم اینک نیز ساکن شهر مقدس مشهد می باشد. وی دارای مدرک لیسانس در رشته روانشناسی بوده و به عنوان نویسنده وگوینده فعالیت می کند. او که از نوجوانی به نوشتن علاقه مند بود، موفق شده است به لطف پروردگار، پشتکار خود و حمایت های همسرش، آرزوهایش را تبدیل به هدف کرده و با چاپ نوشته هایش به آن ها دست یابد.

ایشان از اروبیک به عنوان ورزش مورد علاقه ی خود نام می برد و در پاسخ به سوال در مورد سرگرمی مورد علاقه اش از گویندگی، نویسندگی و کارهای هنری نام می برد.
علاوه بر کتاب حاضر که برای تمامی سنین، کودک، نوجوان و جوان مناسب می باشد، کتاب دیگری در قالب رمان با عنوان «عشق زیر سایه مرگ» نیز از وی منتشر شده است.

این کتاب که نیز توسط «انتشارات ارشدان» منتشر شده است، در بر دارنده رمانی عاشقانه است. خانم «مریم فولادی نژاد» در مقدمهی کتاب خود اینگونه میگوید:
«زندگی سرشار از حوادث کوتاه و بلند است. حادثه های تلخ و شیرین. اتفاق هایی که میگذرد اما خاطراتشان یا آهی می شود بر جان خسته و یا لبخندی می شود برای تداعی لحظالت شاد. پس بساز هرآنچه مستحق توست. تو اشرف مخلوقاتی، پس همیشه بر آن باش که زندگی بسازی پر از خاطراتی که بر لبانت رنگ شادی بیاورد و تجسمش در ذهن، برایت شور و شادی را به ارمغان بیاورد».